نامهربانی پدر

سلام.پدر بنده اصلا به فكر زندگي نيست!باهاش رفتار خوبي داريم.ولي اصلا براي خودش وخانوادش نه ارزشي گذاشته نه شخصيتي؛ خلاص. هر حرفي خونه زده ميشه ميره بيرون ميگه. اصلا به خانوادش اعتماد نداره. بااين كاراش ادمو اعصباني مي كنه. از مهرباني و صميميت بویي نبرده.به نظر شما چگونه بايد با او رفتار كرد؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از اينكه اين مركز را براي همراهي انتخاب كرديد؛ بااميد به اينكه راهنماي خوبي در اين زمينه براي شما باشيم. به خاطر اعتمادي كه به اين مجموعه داريد، از شما تشكر مي كنيم. احساستان را به عنوان فردي كه خواهان آن است كه در كنار اعضاي خانواده خود از زندگي، پدري كه حامي او باشد و در كارها مشوق وكنار او باشد، مهربانيت و صميميت والدين را مشاهده و از آرامش زندگي لذت ببرد، درك نموده و اميدواريم ان شاءالله مسائلي كه در زندگي با آن مواجهيد، به زودي برطرف گردد.

ازدواج با سادات

من خیلی دوست دارم زنم از سادات باشه و با یه دختر سید ازدواج کنم؛ اما چیزی که فکرم رو بدجور مشغول کرده اینه که آیا بعد ازازدواج با دختر سید، بايد آدابي كه براش ميگند مثل اينكه از 4 قدمي بايد 4 دست و پا بيايي و هر دفعه جلوی پاش بلند بشي و خيلي كاراي سخت ديگه رو حتما باید رعایت کرد یا اينها رو گفتند براي اينكه نشون بدند بايد احترام، خيلي باشه!اگه اینطور باشه، خیلی سخته. لطفا این مساله رو برام باز کنید و حقیقت ماجرا رو بگید تا از این دغدغه رها بشم و بتونم برای ازدواجم درست تصمیم بگیرم. پیشاپیش ممنون از راهنمایی هاتون.

*** پرسشگر گرامی؛ در زمينه احترام به سادات و ازدواج با زنان سید، توجه تان را به مطالب زیر جلب می نماییم با این امید که پاسخ سوال خود را از این مطالب، دریافت کنید :

جلب رضایت والدین برای ازدواج

من پسری 23 ساله هستم كه به دختري پاك و با ايمان پيشنهاد ازدواج دادم ولي خانواده ام راضي نيست و خودم هم كه فكر مي كنم می بینم از نظر مالي شرايط ازدواج را ندارم؛ به آن دختر هم شرايطم را گفتم ولي به هيچ وجه راضي نيست مرا فراموش كند؛ حتي به او گفته ام که خانواده ام هم راضي نيست ولی باز مي گويد بايد به خواستگاري من بيايي، حتي شده تنهايي بيا. خانواده اش هم گفته اند از نظر مالي نگران نباشید كمك تان مي كنيم. حالا من با وجود این شرایط مالی و نارضايتي خانواده ام كه به هيچ وجه راضي نمي شوند چيكار كنم؟

سخن خود را با كلامي از پيامبر اكرم(ص) شروع مي كنیم:
پيامبر اكرم (ص) : «اتخذوا الاهل فانّه ارزق لكم؛ ازدواج نماييد كه همراه با آن، درهاي رزق و روزي به سوي شما گشوده مي‌شود» (بحار الانوار).

اضطراب هنگام صحبت كردن در كلاس و كنفرانس

پسری 18 ساله هستم که از روبرو شدن با غريبه ها و صحبت در جمع و كنفرانس خيلي ترس دارم و دست و پاهایم را گم مي‌كنم و گاهي مثل لبو سرخ مي‌شوم. چكار كنم؟

پرسشگر محترم؛ مشكلي كه ذهن شما را به خود مشغول كرده و جلوي حركت و پيشرفت تان را گرفته و نمي‌گذارد استعدادهاي خود را ابراز كنيد، يكي از متداول‌ترين ترس‌هايي است كه تاكنون شناخته شدهاست؛ يعني ترس حين حضور و صحبت يا اظهار وجود در جمع يا در مقابل گروهي از افراد. از هر 7 نفر يك نفر اين مشكل را دارد و سومين بيماري شايع روانپزشكي است (1). اين ترس و اضطراب معمولاً در نوجواني، گاهي در كودكي و به ندرت بعد از بيست و پنج سالگي آغاز مي‌شود (2).

تعريف، علائم، عوامل و راهكارهاي درمان بيماري افسردگي

احساس می کنم افسرده هستم؛ می خواهم تعريف، علائم، عوامل و راهكارهاي درمان بيماري افسردگي در روانشناسي معاصر و اسلام را بدانم؟

با سلام و سپاس از اينكه مركز ما را براي راهنمايي و پاسخگويي برگزيده ايد. پرسشگر محترم مشكلتان را كاملاً درك مي‌كنم و بدانيد شما در اين مسئله تنها نيستيد. گاهي بي‌حالي، بي‌حوصلگي، غمگيني، انرژي كافي نداشتن، هجوم افكار منفي و نااميد كننده، پوچ ديدن تعاملات دنيايي، نخنديدن و... سراغ خیلی از افراد مي‌آيد. انگار با سوزن انسان را پنچر كرده‌اند و حتي از وجود خودش هم خسته شده و خود را انساني بدبخت، گناهكار و بي‌مصرف مي‌داند و ‌فقط خلوت و سكوت كمي به انسان آرامش مي‌دهد.

براي ارسال سوال از فرم زير استفاده كنيد. لطفا فرم را به صورت كامل تكميل نماييد.
متن سوال: نام: همراه: ايميل: