کودک و طلاق والدین

بنابر مطالعات انجام شده، كودكان پس از جدايي، دچار ناراحتي و نگراني هاي گوناگون مي شوند. در سال اول جدايي، احساس خشم، ترس، افسردگي و گناه زيادي در بچه ها ظاهر مي گردد كه در سال دوم رو به كاهش مي رود. واكنش كودكان در سنين 3 تا 5 سالگی به صورت خشم و افسردگي نمايان مي شود. پسرها معمولا ناآرام تر، خشن تر و شيطان تر مي شوند. در بعضي موارد به اندازه سابق، شوقي به بازي با ساير كودكان نشان نمي دهند و اغلب ترجيح مي دهند تنها باشند، چنانچه در مهد كودك به سر برند، به جاي همكاري به هنگام بازي دسته جمعي، سعي مي كنند اخلال و بي نظمي ايجاد كنند. بعضي از دخترهاي كمتر از هفت سال، عصبي مزاج مي شوند، اما برخي ديگر رفتار بزرگترها را در پيش مي گيرند. اين جور بچه هاي كمال طلب بيش از حد مراقب رفتار خود و پاكيزگي هستند و ضمنا ساير بچه ها را مثل پدر و مادر يا معلم سرزنش مي كنند يا پند و اندرز مي دهند. بچه هاي اين سن و سال اغلب غمگين و افسرده به نظر مي رسند، زود به گريه مي افتند و زياده طلب مي شوند.
بچه های 6 تا 8 سال اغلب پس از جدایی پدر و مادر دچار افسردگی شدید می شوند. واکنش پسرها معمولا از دخترها شدیدتر است. پسر بچه ها زود به گریه می افتند و سراغ پدر را می گیرند. هر چه سن این بچه ها زیادتر می شود، احساس غم و افسردگی جای خود را به خشم و خشونت می دهد. بچه های 9 تا 12 ساله پس از جدایی والدین واکنش های خشم آلودی از خود نشان می دهند. برای مادرها به نظم در آوردن آن ها کار آسانی نیست. پسرها از بازدید و ملاقات با پدر استقبال نمی کنند، کارکرد آن ها در مدرسه پایین می آید و بعضی از پسران و دختران با معلمین خود درگیری هایی پیدا می کنند. جدایی پدر و مادر مسائل و مشکلات بیشتری برای پسرها در مقایسه با دخترها در این گروه سنی به وجود می آورد.

*** هنگام طلاق ، بهتر است والدین، به نکات زیر توجه کنند، تا این پدیده، تاثیرات منفی کمتری بر روی کودک بگذارد :

1. کودک از قبل باید از موضوع آگاه شود :
پدر و مادر او را در جریان امر قرار دهند و به وی یاد آور شوند که پدر و مادر از آن پس با هم زندگی نخواهند کرد. برای بچه باید شرح داد که زن یا شوهر چه موقع منزل را ترک می کند و کودک چه وقت می تواند او را ملاقات نماید. به کودک باید اطمینان داد هر زمان بخواهد می تواند والدین خود را ببیند. البته در اوج ناراحتی و بحران مسائل خانوادگی برای پدر یا مادر واقعا مشکل است به گونه ای منطقی رفتار کنند و بر احساسات خود مسلط باشند. با وجود این، باید نهایت سعی و کوشش را کرد. بهتر است زن و شوهر با هم در مورد طلاق با بچه گفتگو کنند. برداشت کودک از چنین برخوردی این خواهد بود که پدر و مادر با هم توافق دارند و در صحنه زندگی او به طور فعال باقی خواهند ماند.
2. در مورد طلاق توضیح دادن :
علاوه بر اینکه کودک از قبل باید در جریان امر قرار گیرد، والدین باید علت جدایی را برای کودک به زبانی قابل فهم تشریح کنند. پژوهشگران معتقدند دادن اشاراتی که برای کودک قابل فهم باشد به نحو موثری به او کمک می کند تا نسبت به مسأله از خود سازش پذیری نشان دهد. اگر پدر و مار علت جدایی را برای کودک توضیح ندهند، کودک خود علتی برای این کار پیدا می کند که می تواند مشکلات فراوانی را در آینده برایش به وجود آورد (مثلا کودک با خود می گوید بابا خانه را ترک کرد چون از من بدش می آمد. در حالی که علت واقعی این نبوده ولی کودک این تصور را کرده است و این تصور اشتباه،مشکلات فراوانی را برای کودک به وجود خواهد آورد).
3. مطمئن ساختن کودک از ادامه رابطه با پدر و مادر :
حتی اگر کودک را از قبل با مسأله طلاق و علت آن آشنا کرده باشیم، ترس از رها شدن هنوز در او قوت دارد. در این مواقع، بچه احساس نا امنی می کند و نسبت به ادامه رابطه پدر و مادر، با خودش دچار شک و تردید است. والدین می توانند تشویش ناشی از جدایی را با تلقین مکرر این فکر که پدر و مادر دوست دارند همیشه با کودک باشند و هرگز او را تنها نمی گذارند، دور سازند.

نویسنده : گروه روانشناسی و مشاوره پرسمان